تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
474
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
حكّام آن عنوان مرزبان داشتهاند يكى ارمنستان است ( غالبا ) ؛ ديگرى بيث ارمايه « 1 » است ( السّمعانى ج 1 ص 183 ) ؛ ديگر ايالت پارس است ( بلاذرى ص 386 و نيز مقايسه شود با كارنامك ص 36 ) و نيز كرمان ( بلاذرى 315 ) و اسپهان ( بلاذرى 312 ) و آذربايگان ( بلاذرى 325 ) و طبرستان ( بلاذرى 315 ) و زرنگ ( درنگيانا ) ( ايضا بلاذرى 393 ) و بحرين ( ايضا ص 75 ) . ماد قديم ظاهرا به چهار ايالت تقسيم شده بود : همدان و رى و اسپهان و آذربايگان . در خراسان از مرزبانان هرات و سرزمينهاى مجاور آن ( آريا ) ( رجوع شود به بلاذرى ص 405 ) و مرزبانان مرو - مرگيانا ( همان كتاب ص 310 و 405 ) و سرخس ( همان كتاب 405 ) و نيشابور ( همان كتاب ص 404 ) و طوس ( همان كتاب ص 405 ) نام برده شده است . اگر تمام اين مطالب درست باشد بايد گفت كه تقسيمات اين مملكت بزرگ در زمان ساسانيان بيشتر از دورهء هخامنشيان بوده است . اما مطمئن نيستم كه اينگونه عنوانها در روايات عربى هميشه درست در جاى خود استعمال مىشده است . ما در جنگها نيز به نام مرزبانان برمىخوريم كه در رأس سربازان ولايات خود قرار داشتند « 2 » . هر ولايتى به چند بخش ( در عربى كوره ، در فارس شهر « 3 » ) تقسيم مىشد . به گفتهء يعقوبى ( در فهرست نام مناصب و مقامات ساسانى كه در آخر فصل مربوط به ساسانيان ذكر كرده است ) رئيس هر بخش شهريج ( كه پهلوى آن بايد شهريگ يا
--> ( 1 ) - بيث ارمايه ولايتى بوده است كه تقريبا نيمى از عراق را شامل بوده است و پايتخت مملكت ساسانى در آن قرار داشته است و عربها آن را سواد كوفه مىخواندهاند . مرزبان مذكور در قصص سريانى لاند ( ج 2 ص 82 ) شايد حاكم همين ولايت بوده است . ( 2 ) - رجوع شود مثلا به قصص سريانى لاند ( ج 3 ص 206 س 28 و ص 257 س 15 ) و يوشع ستوننشين ( بند 52 ) . ( 3 ) - كلمهء شهر به معنى سرزمين و مملكت بوده است و در فارسى به معنى متعارف آن استعمال شده است و آن را در زمانهاى قديم شهرستان مىگفتهاند . كلمهء آرامى مدينا نيز به معنى ولايت بوده است و بعدها به معنى « شهر » به كار رفته است .